یکی از مهمترین تدابیر اندیشیده شده در اسلام عزیز در امر مقدس ازدواج اصل مهریه یا به تعبیر قرآنی آن " صداق " می باشد . فلسفه تعیین مهریه به طور خلاصه عبارتست از اعلام صداقت و آمادگی مرد در امر ازدواج ، که این معنا در کلمه "صداق" به روشنی دیده می شود . با توجه به این معنا مشخص می شود که مهریه هدیه ای است که از طرف مرد به زن پیشکش می شود تا صداقت او در اعلام این درخواست اعلام شود . نکته مهمی که در این تعریف وجود دارد این نکته است که در اینجا این عمل " انجام می شود " و اینگونه نیست که تنها که یک بیان صوری شکل بگیرد ؛ امری که در تضاد با این برداشت عمومی می باشد که می گوید " مهریه را کی داده و کی گرفته " . به گمان من عدم توجه به این موضوع سبب شده است که متاسفانه در جامعه ما مهریه های سنگین شکل بگیرد ؛ مهریه هایی که در اکثر موارد امکان پرداخت آنها توسط مرد وجود ندارد و نکته تاسف بارتر آن است این مساله تبدیل به یکی از موانع ازدواج شده است . پیشنهادی که به امید خداوند قصد بیان آن را در اینجا دارم تلاشی است در جهت رفع این سوء برداشت

پیشنهاد من شامل دو بخش کلی است . اول اینکه ساز و کاری از طرف حکومت اندیشیده شود تا افراد برای ثبت ازدواج ملزم به پرداخت مهریه گردند . پرداخت نقدی مهریه در ابتدای ازدواج منجر به معقول شدن میزان مهریه می شود . برای درک این موضوع می توانید مبلغ ریالی 114 سکه بهار آزادی را که از نظر عرف جامعه مهریه ای پایین است ( و البته این خود جای تامل دارد ) را در نظر بگیرید . با توجه به نرخ فعلی سکه ، این مبلغ در حدود 50 میلیون تومان می شود که بعید می دانم اکثر افراد توانایی پرداخت آن را ، آنهم به طور " عند المطالبه " داشته باشند ! در ضمن توجه داشته باشید که ما در مورد مهریه های نجومی و غیر معقول ، مشابه آنچه که متاسفانه امروزه در جامعه ما باب شده است صحبت نمی کنیم ! پیشنهاد من در این خصوص اینست که صندوقی به این منظور تاسیس شود تا افراد در هنگام ازدواج مبلغ پیشنهادی مهریه را به حساب همسر آینده خود نزد آن صندوق به امانت بگذارند و ارائه رسید این مبلغ در هنگام ثبت ازدواج الزامی شود . در ضمن با توجه به اینکه در شرایطی پس از ازدواج امکان رجوع طرفین از عقد وجود دارد و در این موارد تمام یا قسمتی از مهریه به مرد عودت داده می شود ، به منظور حصول این امر زن حق برداشت مبلغ مذکور را تا آن زمان نداشته باشد . بدیهی است پس از آن زمان زن حق برداشت از آن حساب را خواهد داشت . در ضمن می توان ساز و کاری اندیشید تا سود حاصل از این سپرده ها در جهت فرهنگ سازی ازدواج از طرف حکومت مصرف شود

با معقول شدن مبلغ مهریه یکی از موانع اصلی ازدواج در حال حاضر برداشته می شود . اما سوالی که در اینجا ممکن است مطرح می شود اینست که درحال حاضر در صورت طلاق مهریه به صورت یک منبع تامین مالی برای زن محسوب می شود و لذا با توجه به این کارکرد مهریه ، بسیاری با وجود ایرادات بسیاری که به مهریه های سنگین وارد می کنند ، در عمل آن را توصیه می کنند . راهکار من برای حل این بعد از قضیه نیز رجوع به یک قاعده در شرع مقدس اسلام است و آن اینکه از نظر شرع مقدس اسلام ، زن هیچ وظیفه ای در قبال انجام امور خانه داری و حتی شیر دادن فرزندان ندارد و زن حتی می تواند در قبال این امور از شوهر خود مطالبه پول کند ، امری که با فداکاری مادران مان تا کنون شاهد آن نبوده ایم . با توجه به این قاعده و در صورت معقول شدن مبلغ مهریه و الزام پرداخت نقدی آن از سوی مرد از سوی مرد ، حقوق زن نیز در صورت طلاق محفوظ خواهد بود و با پرداخت مبلغی به عنوان اجرت زن در امور خانه داری و … از سوی مرد ، تامین مالی زن بعد از طلاق نیز تضمین می شود

مساله مهریه های سنگین به گونه ای بوده است که حتی زمزه هایی مبنی بر ارائه طرحی در مجلس برای تعیین سقف در مهریه شنیده شده است . اما حداقل دو ایراد در این طرح وجود دارد . اول اینکه از لحاظ حقوقی تعیین سقف برای مهریه محل تردید است و دوم اینکه مبلغ پیشنهادی چه میزان خواهد بود و آیا منجر به حل مساله خواهد شد . به طورمثال حتی اگر سقف مهریه را 100 سکه هم در نظر بگیریم ، مبلغ معادل ریالی آن در حال حاضر چیزی در حدود 45 میلیون تومان خواهد شد که باز هم مشکل عدم توانایی پرداخت از طرف اکثر افراد را خواهیم داشت . مقدار کمتر نیز منجر به همان مساله ای می شود که در بند قبلی پیشنهاد بنده برای آن راهکاری ارائه شده بود ، یعنی عدم امنیت مالی زن در صورت طلاق

این در حالی است پیشنهاد اینجانب از لحاظ حقوقی بسیار قابل دفاع تر از تعیین سقف برای مهریه می باشد . چرا که هنگامی که یک فرد در یک سند رسمی ( سند ازدواج ) ادعا می کند که می تواند به طور مثال به ارتفاع قله اورست سکه مهریه یک خانم بکند و در صورت درخواست همسر عندالمطالبه آنرا پرداخت نماید (!) ، این حق حکومت است تا از میزان توانایی فرد در انجام این تعهد مطلع شود ؛ چرا که در صورت عدم توانایی فرد در پرداخت مهریه ، نه تنها فرد مقابل که جامعه با مشکلات بسیاری مواجه خواهد شد که حل آنها مستلزم پرداخت هزینه از بیت المال خواهد بود

البته برکسی پوشیده نیست که حل اساسی این مشکل نیازمند کار فرهنگی می باشد ، اما به گمان من بدون ابزارهای الزام آور ، کار فرهنگی چندان ثمربخش نخواهد بود