آماری از دختران فراری وآسیب های آن
اوایل دهه ۸۰ و حدود ۱۰ سال پیش بود که شبکه تهران اقدام به پخش سریالی با عنوان "دوران سرکشی" به کارگردانی "کمال تبریزی" کرد که در آن برای اولین بار با نگاهی جامعهشناختی- روانشناختی به توصیف و تحلیل مسئله فرار دختران جوان از خانه پرداخت.
سریال روایتکننده زندگی دخترکی بود که با رویدادهای تلخی در زندگیاش رو بهرو میشود كه ريشه در موقعيت اجتماعي، اقتصادي و خانوادگي او دارد؛ مسائلي كه دخترك را به آوارگي در كوچه و خيابان كشانده است و در مواجهه با افراد مختلف به چالشهاي جديد و پيچيدهاي سوق پیدا میکند. "دوران سرکشی" آیینهوار زخمها و عفونتهای جامعهای را به ما نشان میداد که همواره از کنارش به آسانی گذشته بودیم و آنچنان دقیق زنجیره به همپیوسته آسیبهای اجتماعی را در قالب علل و پیامدهای فرار دختران از خانه پیشروی مخاطب قرار میداد که اگر حضور بازیگران مشهور در آن نبود، گویی مستندی از زندگی دختران فراری پیش رویمان بود.
این سریال در یک نگاه چندوجهی هم به دلایل خانوادگی فرار دختران از منزل میپرداخت و خانوادهها را نقد میکرد، هم نوجوانان را با پیامدهای فرار آشنا مینمود، و هم ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و حقوقی را در رابطه با ناکارآمدی در حمایت از این دختران مورد انتقاد قرار میداد.
این سریال شاید که توانسته باشد از اقدام به فرار بسیاری از دخترانی که مدتها در فکر آن بودهاند، جلوگیری کرده و یا آموزشی هر چند اندک برای خانوادهها در راستای اهمیت شیوههای رفتار با نوجوانان در این دوران حساس بوده باشد. هرچند که متأسفانه تنها برای پایتختنشینها پخش میشد و خبر نداریم که بعدا از شبکههای استانی هم به نمایش درآمد یا خیر. سریالی که احساس میشود، نیاز به دیدنش در شهرهای دیگر قطعا لازم تر و مفید تر هم خواهد بود.
دختران فراری و آمارها
گزارش سازمان بهداشت جهانی حاکی است که سالانه بیش از یک میلیون نوجوان ۱۳ تا ۱۹ ساله ازخانه فرار میکنند که ۶۰ تا ۷۰ در صد این افراد، شامل دختران و ۳۰ تا ۴۰ درصد فرارها در بین پسران رخ میدهد. همچنین "فراری به نوجوانی گفته میشود که بر اساس حکم قضایی دادگاه نوجوانان، مرتکب تخلف ترک خانه پدر و مادر یا سرپرستان خود بدون کسب اجازه شده و در فاصله زمانی معقولی به آنجا بازنگشته است." (ذکایی: ۱۱۹) اما گذشته از این تعریف جامعهشناسانه، به زبان سادهتر "دختران فراری" به دخترانی اطلاق میگردد که به هردلیلی خانه و خانواده را ترک کرده و به محیطهای دیگری چون خیابان و پارک روی میآورند. دختران فراری معمولأ در گروه سنی ۱۴ تا ۲۵ سال قرار دارند. گرچه آمارهای غیررسمیاز کاهش سن فرار از منزل دختران حکایت دارد.
در همایش آسیبهای اجتماعی شهری که در سال گذشته در تهران برگزار شد، "لیلا زائر" در مقالهای به فراتحلیل زمینههای فردی، خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی مؤثر در فرار دختران پرداخته بود. بر اساس آنچه زائر گفت، آخرين آماري كه از دختران فراري ارائه شده، مربوط به سال ۷۸ است كه این میزان نسبت به سال ۶۵، ۲۰ درصد افزایش داشته است. همچنین میانگین سنی دختران فراری از سال ۷۸ که ۱۷ سال بود، در سال ۷۹ به ۱۴.۷ سال کاهش یافته است. به گفته زائر، ۱۸ درصد دختران فراری در روز نخست فرارشان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و ۶۰ درصد آنها نیز در هفته اول مورد تجاوز قرار میگیرند. (سایت شهر: اولین همایش آسیبهای اجتماعی شهر تهران)
چرا فرار؟
بررسی این سؤال که چرا دختری زندگی خانوادگی و امنیتی را که باید در خانه داشته باشد، حاضر است در ازای زندگی زیر سقف آسمان با آیندهای نامشخص رها کند، ما را به سوی بررسی شرایط زندگی خانوادگی این دختران سوق میدهد.
در پژوهشی که عوامل مختلف خانوادگی، اقتصادی، همسالان، فرهنگ و آموزش، اوقات فراغت و ارتباطات را به عنوان عوامل زمینهساز فرار دختران از خانه مورد بررسی قرار داده است، نتایج نشان میدهد خانواده و همسالان نسبت به شاخصهای دیگر از اهمیت ویژهای برخوردارند. بر این اساس خانواده به میزان حدود ۸% درصد از بیشترین تأثیر بر فرار دختران برخوردار است. زیرا فرد از بدو تولد ارزشها و هنجارها را در خانواده میآموزد و به تدریج با دنیای وسیعتر جامعه آشنا میشود. بهگونهای که خانواده و کارکردهای آن در پذیرش نقشهای اجتماعی از اهمیت ویژهای برخوردار میشود. میزان محبت، صمیمیت، حمایت عاطفی و وابستگی، از جمله مسائل مهمی است که در دوران اولیه زندگی میتواند در بروز رفتارهای بهنجار یا نابهنجار مؤثر باشد. نتایج تحقیقات نشان داده است که هرچه ازمیزان وابستگی والدین به فرزندان کاسته شود، بر فرار آنان از خانه افزوده خواهد شد.
در واقع در این بررسی ما با مجموعهای از دلایل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی روبهرو میشویم. از جمله دلایل فرهنگی میتوان به مفهوم نسل و تفاوتهای بیننسلی اشاره کرد: "کریستوفر بالس در تعریف نسل به فاصله میان والدین با فرزندانشان اشاره میکند. بدین ترتیب اگر سن بچهدار شدن را ۲۰ الی ۲۵ سال درنظر بگیریم، آنگاه هر ۲۰ تا ۲۵ سال یک نسل جدید پا به عرصه حیات میگذارند. همچنین به نظر وی نظریهپردازان فرهنگ عامه و نیز تاریخنگاران بر این اعتقادند که ظاهراً در حدود هر ۱۰ سال شکل جدیدی از ذهنیت نسلی ظهور میکند." (آزادارمکی-غفاری: ۱۰) این تعریف به خوبی میتواند ما را با تفاوتهای جدی بیننسلی به لحاظ فکری، اعتقادی و ذهنی آشنا کرده و نشان دهد که چرا معمولاً فرزندان و والدین همیشه از هم گله دارند که هیچیک حرف دیگری را نمیفهمند! گرچه میتوان این دغدغه را دغدغه نسبتاً مدرنی دانست که هر چه بیشتر زمان میگذرد و زندگی مدرن با سرعت بیشتری پیش میرود، میزان این فاصله به لحاظ کیفیت و کیمیت بیشتر و عمیقتر شده و والدین احتیاج به مهارتهای بیشتری برای همراهی با فرزندان خود دارند.
اما در کنار مسائل فرهنگی، لازم است به برخی مسائل اجتماعی و اقتصادی نیز اشاره شود که خانواده ایرانی را با چالش روبهرو کرده است. ازدواج اجباری نوجوانان، مهاجرت، فقر، بیکاری، اعتیاد، خشونتهای فیزیکی- روانی و جنسی، افراط و تفریط در مدل تربیتی والدین (سهلگیرانه یا سختگیرانه)، عدم وجود ارتباط عاطفی میان اعضای خانواده، خانوادههای فروپاشیده (طلاق عاطفی و حقوقی)، مسئله حضانت فرزند در هنگام جدایی بر خلاف میل وی و یا مصلحتش (لزوم قیومت پدر و جد پدری) همگی از جمله دلایل اقدام به فرار دختران از خانه است.